راه
بسم رب النون و القم
خوانده ام صدبار این افسانه ی کوتاه را
اشتباهی خوانده ام هر بار بسم الله را
چاله ها را می شود پر کرد، اما زندگی
بیشتر چاه است و می دانی که دیگر چاه را...!
جای من بگذار خود را و بگو باید چه کرد
این رفیق نیمه راه، این دشمن همراه را
درد رعیت زاده از تکلیف تاریخ است او
حفظ باید کرده باشد نام صدها شاه را
***
عشق گاهی راه می سازد برای صاحبش
گاه می ریزد به هم اما تمام راه را
بعد التحریر:
وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْكَ قَرِیبُ الْمَسَافَهِ..
و هر كه بسوى تو سفر كند راهش بسیار نزدیك است
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11 توسط امیر تیموری
|