بسم رب النون و القلم

 

هر چند كه در بند و اسيرم

از سلسله ي نسل دليرم

 

من مرد غزلهاي پياده

من مرد خم و پيچ مسيرم

 

خرداد به من ناي سخن داد

ديوانـــه ي زنجيـريِ تيــرم

 

فارغ ز "من" و "ما" و "تو" هستم

من مــرجــع مجــنـون ضــميرم

 

يك حادثه ي غير طبيعي

افســانه ي بـاران كويـرم

 

يك فتنه مرا خانه نشين كرد

طــوفــان زمينـگيــر غديــرم

 

آشوب تر از تونس و مصـرم

من كشور بي شاه و وزيرم...