بسم رب النون و القلم

 

مثل ابر مثل باد بی قرار، بی قرار

ابرها بهانه گیر، آسمان ستاره دار

 

شکوه بود و درد بود آفتاب سرد بود

شربتـی ز شوکران اتفـاق ناگوار

 

آسمان غریب بود سـرخ مثـل سیـب بود

بغضی از غروب داشت، اشکهای بی شمار

 

لاله ها سروده اند در عـزای دوریت

بیت های داغدار شعرهای سوگوار

 

دست عقل بود، حیف دست عشق بود کاش

تا به آب می زدیـم بـی هــوا و بی گــدار


بعد التحریر:

میشه چشم همه روزی که به امثال من باشه

بهارش خوبه امّیدوارم امسال سال من باشه